يكشنبه, ۲ مهر ۱۳۹۶، ۱۱:۰۱ ب.ظ

درباره سايت

آموزش مناظره با تشیع انگلیسی و اسلام آمریکایی

تشدید اختلافات در دنیای اسلام، ممنوع است. ما با رفتارهایی که بعضی از گروه‌های شیعه انجام میدهند که موجب اختلاف میشود، مخالفیم. ما صریحاً گفته‌ایم که با اهانت به مقدّسات اهل‌سنّت مخالفیم. یک عدّه‌ای از این‌طرف، یک عدّه‌ای از آن‌طرف، بر آتش دشمنی‌ها می‌افزایند و آنها را تشدید میکنند؛ خیلی‌هایشان هم نیّتهایشان نیّتهای خوبی است، لکن بصیرت ندارند. بصیرت لازم است؛ باید دید نقشه‌ی دشمن چیست. نقشه‌ی دشمن در درجه‌ی اوّل ایجاد اختلاف است. ما تشیّعی را که مرکز و پایگاه تبلیغاتش لندن است قبول نداریم؛ این تشیّعی نیست که ائمّه (علیهم‌السّلام) آن را ترویج کردند و آن را خواستند. تشیّعی که بر پایه‌ی ایجاد اختلاف، بر پایه‌ی تمهید و صاف‌کردن جادّه برای حضور دشمنهای اسلام است، این تشیّع، تشیّع نیست؛ این انحراف است. ما از کسانی که کمک به وحدت میکنند حمایت میکنیم، با کسانی که ضدّ وحدت عمل میکنند مخالفت میکنیم .
۱۳۹۴/۰۵/۲۶

امروز، هم در بین اهل سنّت، هم در بین شیعه، دستهایی در کار است برای اینکه اینها را از هم جدا کند؛ همه‌ی این دستها هم اگر جستجو کردید، میرسد به مراکز جاسوسی و اطّلاعاتی دشمنان اسلام؛ نه دشمنان ایران، نه دشمنان شیعه فقط؛ دشمنان اسلام. آن تشیّعی که ارتباط به ام‌آی‌شش انگلیس داشته باشد، آن تسنّنی که مزدور سی‌آی‌ای آمریکا باشد، نه آن شیعه است، نه آن سنّی است؛ هر دو ضدّ اسلامند.
۱۳۹۳/۱۰/۱۹

رژیم غاصب صهیونیست نفس راحتی خواهد کشید؛ این را خوب فهمیدند، درست فهمیدند؛ لذا از یک طرف گروه‌های تکفیری را به راه میاندازند که نه فقط شیعه را تکفیر کنند، بلکه بسیاری از فِرق اهل سنّت را هم تکفیر کنند؛ از آن طرف هم یک عدّه مزدور را به راه بیندازند که برای این آتش هیمه فراهم کنند، بنزین روی آتش بریزند؛ که میبینید، میشنوید، یا خبر دارید. وسائل ارتباط جمعی و رسانه در اختیار اینها میگذارند؛ در کجا؟ در آمریکا! در کجا؟ در لندن! آن تشیّعی که از لندن و از آمریکا بخواهد برای دنیا پخش بشود، آن تشیّع به درد شیعه نمیخورد.
۱۳۹۲/۶/۲۰

این را همه توجّه کنند؛ هم شیعه توجّه کند، هم سنّی توجّه کند؛ بازی دشمن را نخورند. آن تسنّنی که آمریکا از آن حمایت کند و آن تشیّعی که از مرکز لندن به دنیا صادر بشود، اینها مثل هم هستند؛ هر دوی آنها برادران شیطانند، هر دوی آنها عوامل آمریکا و غرب و استکبارند.
۱۳۹۴/۰۳/۱۴
سید علی خامنه ای

محبوب ترين ها

تصاوير برگزيده

پربحث ترين ها

شبکه هاي اجتماعي

آموزش مناظره

و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر

 

یکی از مهمترین خصلتهایی که قبل از مناطره ی اعتقادی لازم است در خود بوجود آورده باشید «صبر»است!!

وسط چین

مطمئن باشید کسانی که سالها با یک عقیده ی باطل زندگی کرده اند به راحتی نمی توانند از آن عقیده دست بردارند چه برسد به اینکه برای عقیده ی خود پشتوانه هایی هم داشته باشند. به نظر علمای اصولی مانند شهید صدر (ره)

 

 اگر کسی به صحت راه یا عملش یقین داشته باشد بنا بر «حجّیت قطع »

 حتی خداوند نیز نمی تواند او را بخاطر آن پندار غلط مؤاخذه نماید.

 

 

- پافشاری بر حق و حقیقت

 

بنا بر حجیت قطع ، یقین مخاطب به راه و مسلکش اولین سدّی است که باید از میان برداشت و پس از آن او دیگر نخواهد توانست بدون یقین و با قلبی آکنده از شک بر راهی که هست استوار قدم بردارد زیرا در فطرت خود مطمئن است که بدون یقین امکان دارد خداوند او را مؤاخذه نماید.

 

شاید بپرسید پس اگر این طور است بنا بر قاعده ای که گفتید گناهی بر کسانی که دین یا مسلک اشتباه دارند نیست چرا که هر کسی خود را حق می داند و به راهش یقین دارد؟!

جواب این است که:

ویرایشحق با فطرت انسان آمیخته است!!

فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ

پس حق گرایانه، به سوى این آیین روى آور، [با همان‏] فطرتى که خدا مردم را بر آن سرشته است. تغییرى در آفرینش خدا نیست.

(سوره روم آیه 30)

 

هیچ کسی نمی تواند با وجود فطرتی که حق را می شناسد و کسانی که همواره حق را متذکر می شوند در پیشگاه خداوند عذری داشته باشد. مگر آنهایی که در مکان و زمان خاصی قرار داشته اند که دسترسی به حقیقت برای آنها ممکن نبوده است؛ به این گونه افراد جاهل قاصر می گویند. جاهل مقصر نیز کسی است که وقتی در صحت راه یا عملی به یقین نرسیده و شک داشته بدنبال حقیقت نرفته است. جاهل مقصر بر خلاف جاهل قاصر در پیشگاه خداوند مؤاخذه می شود.

 

همواره باید با استدلال های منطقی به حق و حقیقت اشاره کرد و فطرت آشنا با حق را بیدار نمود؛ این همان معنای تواصوا بالحق است!

 

 

 
 
 
- مداومت بر صبر برای گرفتن نتیجه
 

ویرایشاصلاح عقیده نیاز به نرمی و صبر دارد!

 
پافشاری بر حق و حقیقت و بیدار کردن فطرت به تنهایی کافی نیست و همان طور که گفتیم غقیده ای که انسان سالها به آن عمل کرده است را نمی توان مانند طوفان و بصورت انقلابی اصلاح کرد.
 
اگر با مخاطب خود ارتباط دائم و همیشگی دارید هیچ وقت در رساندن او به حقیقت عجولانه و شتاب زده عمل نکنید چرا که در انتها از او چیزی جز نتیجه ی عکس و تعصب و لجبازی نخواهید دید.ابتدا در راستای متزلزل کردن یقین و اعتماد او بر عقیده اش، تا می توانید با ظاهری کنجکاوانه و تحقیق گرایانه از او درباره ی عقایدش سؤال نمایید و با سؤال هایتان به تدریج او را به سمت تناقضاتی که در عقایدش وجود دارد سوق دهید.
 
در کنار این شما می توانید اطلاعات خام در اختیار او قرار دهید.
فیلم ، کلیپ ، سخنرانی،کتاب و مجله یا هر چیز دیگری را می شود به او نشان داد تا متزلزل شود اما دو شرط دارد:
1- خودتان را از دیدن آن مطالب یا فیلمها متعجب نشان دهید
2- نسبت به او تحکّم نکنید یعنی بگذارید خود از آنچه می بیند نتیجه گیری کند
 
مراحل را یکی یکی طی کنید و در تمام مسیر یادتان باشد 
هیچ وقت نباید اعتماد او را ازدست بدهید
هیچ وقت نباید او را به جبهه گیری وا دارید
هیچ وقت نباید او را بخاطر ندانستن حقیقت تحقیر کنید
 
 
 
 

اخلاق مناظره و اصول کاربردی آن (1)

اولین گام برای موفقیت در یک مناظره ی اعتقادی «رعایت آداب هم صحبتی و گفتگو »است.

این ادعای گزافی نیست که «اگر عاقلانه ترین حرف را با تندخویی، به منطقی ترین انسان روی زمین بگویید قبول نخواهد کرد» چه بسیار مناظرات پرمغزی که با رعایت نکردن آداب هم صحبتی و تندخویی تنها موجب ایذاء و کینه توزی شده  و صد البته یک فرصت طلایی را هم معدوم ساخته است.

و برعکس چه هم صحبتی های کوتاهی که اخلاق نیک و خوشرویی موجب تمدید زمان مصاحبت و مناظره و مجذوب ساختن مخاطب می شود.

نکته!(در اصول مناظره به مخاطب خصم می گویند که معنایی شبیه دشمن دارد اما در یک مناظره ی اعتقادی!! نباید از این کلمه حتی در ذهن خود استفاده کرد چون در مناظره ی اعتقادی،هدف تنها و تنها هدایت و ایصال اشخاص است به حقیقتی ورای آنچه که تا به حال می دانسته اند.)

قبل از آموزش مواردی که رعایت آنها در مجموع باعث حفظ اخلاقیات در مناظره می شودتوجه شما را به این موضوع مهم و کاربردی جلب می کنیم که..

ویرایشیک مناظره از جنبه ی اخلاقی آن ،چهار وجه دارد:                               

وجه اول:شما و مخاطب تنها هستید و مخاطب شما حامی رعایت اخلاقیات در مناظره است.

وجه دوم:مناظره ی شما شامل یک یا چند مستمع می باشد و مخاطب شما حامی رعایت اخلاقیات در مناظره است.

وجه سوم:مخاطب شما تندخو و بی اخلاق است و در عین حال مستمع و شخص سومی در کار نیست.

وجه چهارم:مخاطب شما تندخو است و مناظره ی شما شامل یک یا چند مستمع می باشد.

 

در حالتهای اول و سوم که مستمعی در کار نیست هر چقدر بتوانید ضمن رعایت اخلاق مناظره،مخاطب خود را آرام نگاه داشته و از تحریک آن پرهیز نمایید برگ برنده با شماست.از این رو که اخلاق امری فطری است و حسن و قبح آن را عقل به راحتی درک می کند مطمین باشید هر چند مخاطب در ظاهر نشان ندهد اما شیفته ی شما خواهد شد و این باعث تاثیر مضاعف استدلالات شما بر او می شود.

 

در حالتهای دوم و چهارم که مناظره توسط افرادی غیر از دو طرف رصد می شود آرام نگاه داشتن مخاطب اولویت دارد اما اگر در مناظره به سختی افتادید یعنی مخاطب، اجازه ی احاطه ی شما به مناظره را چه از طریق استدلال یا مغلطه(در ابزار مناظره از مغلطه صحبت خواهیم کرد.!)و چه از طریق پرخاشگری نداد،اجازه دارید ضمن خونسرد نگاه داشتن خود و جلب حمایت حضار،مخاطب را برای تندخویی کردن تحریک نمایید.

ویرایشدر اجرای این بند،این دو اصل مهم یادتان باشد که:

الف)در مناظرات همگانی خروج از موازین اخلاقی یعنی شکست مسلّم

ب)حضار در واقع مخاطبین ساکتی هستند که اقناع آنها(در صورت ناامیدی از اقناع مخاطب) باید بعنوان هدف دوم  و جایگزین هدف اول که اقناع مخاطب است،در نظر گرفته شود.

 

   

 

                                         هرگز با یک آدم نادان مجادله نکنید...

                                تماشا گران ممکن است نتوانند            

                               تفاوت بین شما را تشخیص دهند...   

                        

اخلاق مناظره و اصول کاربردی آن (2)

                                                                                             

یادتان باشد..

ویرایشاعتماد مخاطب را جلب کنید

مخاطب نباید حس کند که هدف از مناظره چیره شدن شما بر اوست.شما می توانید خیلی راحت و شفاف این موضوع را با او در میان بگذارید و این اولین راه برای جلب اعتماد مخاطب می باشد.

ویرایشتحسین و احترام مخاطب را نسبت به خود برانگیزید

عقل و میزان درک انسانها به یک اندازه نیست و از طرفی هم توانایی انتقال مفاهیم یا همان فن بیان انسانها نیز با هم فرق دارد.

چیزی که در مناظره مهم است سنجش میزان معلومات,قدرت تحلیل و فن بیان  است.شما نباید اجازه دهید در هیچ یک از این موارد به اصطلاح کم بیاورید اما یادتان باشد که طوری عمل کنید که احترام و تحسین مخاطب را برانگیخته باشید نه حسادت و لجبازی او را؛برای این کار هر از چند گاهی صراحتا از او تعریف کنید!

ویرایشمحدوده و نوع سکوت را رعایت کنید

بین سکوت مبهم،سکوتی که علامت تفکر است و سکوتی که نشانگر شکست است فرق قایل شوید.شما باید بدانید برای اینکه مناظره به منبر تبدیل نشود، سکوت کردن و اجازه ی صحبت به مخاطب ضروری است اما یادتان باشد بیش از حد سکوت نکنید چرا که سکوت مداوم ،می تواند جو مناظره را برای چیرگی مخاطب بر شما آماده کند.

ویرایشتوهین لفظی و بدنی ممنوع!!

اگر عادت دارید حرفهایتان را در لفافه و کنایه آمیز بگویید از این کار اجتناب کنید چون گاهی باعث ایجاد سوءتفاهم خواهد شد.نیش و کنایه زدن نه تنها با الفاظ ، بلکه با ادا و اطوار نیز ممکن است.

پس نه تنها مواظب زبان خود باشید بلکه حالات صورت و بدن خود را نیز کنترل کنید!

ویرایشگاهی باید تایید کرد..

دید روشن و باز خود را به رخ بکشید و گاهی صحبتهای مخاطب را تایید کنید.با این کار مناظره دوام پیدا خواهد کرد و حس دوستی بیشتر خواهد شد.اما باز هم یادتان باشد در تایید او زیاده روی نکنید چون این موضوع می تواند او را در صحه گذاشتن بر عقاید خود و نپذیرفتن عقاید شما جری کند.

 

 

 

اخلاق مناظره و اصول کاربردی آن (3)

 

سیره ی امام صادق علیه السلام در مناظره

 بخشی از کتاب «توحید مفضل» درباره ی اخلاق مناظره ی امام جعفر صادق علیه السلام و توصیف زیبای نحوه ی مناظره ی ایشان با اهل جدل!!

ابن ابی العوجاء گفت: «در اطراف محمد بیش از این بحث نکنیم، من هنوز نتوانسته ام معمای شخصیت این مرد را حل کنم. بهتر است بحث را در اطراف مبدا اول و آغاز هستی که محمد پایه دین خود را بر آن گذاشت دنبال کنیم.» آنگاه ابن ابی العوجاء برخی در اطراف عقیده مادی خود - مبنی بر اینکه تدبیر و تقدیری در کار نیست، طبیعت قائم به ذات است، ازلا و ابدا چنین بوده و خواهد بود - صحبت کرد.

همینکه سخنش به اینجا رسید، مفضل دیگر طاقت نیاورد، یکپارچه خشم و بغض شده بود، مثل توپ منفجر شده فریاد بر آورد: «دشمن خدا! خالق و مدبر خود را که تو را به بهترین صورت آفریده انکار می کنی؟! جای دور نرو، اندکی در خود و حیات و زندگی و مشاعر و ترکیب خودت فکر کن تا آثار و شواهد مخلوق و مصنوع بودن را دریابی...»

ابن ابی العوجاء که مفضل را نمی شناخت، پرسید:

 

 «تو کیستی و از چه دسته ای؟ اگر از متکلمینی، بیا روی اصول و مبانی کلامی با هم بحث کنیم. اگر واقعا دلائل قوی داشته باشی ما از تو پیروی می کنیم. و اگر اهل کلام نیستی که سخنی با تو نیست. اگر هم از اصحاب جعفر بن محمدی، که او با ما این جور حرف نمی زند، او گاهی بالاتر از این چیزها که تو شنیدی از ما می شنود، اما هرگز دیده نشده از کوره در برود و با ما تندی کند. او هرگز عصبی نمی شود و دشنام نمی دهد. او با کمال بردباری و متانت سخنان ما را استماع می کند. صبر می کند ما آنچه در دل داریم بیرون بریزیم و یک کلمه باقی نماند. در مدتی که ما اشکالات و دلائل خود را ذکر می کنیم، او چنان ساکت و آرام است و با دقت گوش می کند که ما گمان می کنیم تسلیم فکر ما شده است. آنگاه شروع می کند به جواب، با مهربانی جواب ما را می دهد، با جمله هایی کوتاه و پر مغز چنان راه را بر ما می بندد که قدرت فرار از ما سلب می گردد. اگر تو از اصحاب او هستی مانند او حرف بزن.»

 

آری اگر از اصحاب امام جعفر صادق علیه السلام هستیم باید مانند او حرف بزنیم و مانند او مناظره کنیم!!  

                        

نمايش: ۲۱۴۷