آموزش مناظره با تشیع انگلیسی و اسلام آمریکایی

فلسفه ی غدیریون یعنی حرکت امّت در خط امامت و رهبری.. نه پیشی گرفتن و نه عقب ماندن!! (اولین راهکار ما دعوت به اعتدال و سپس تبیین حقایق است)

۲۵ آبان ۹۳ ، ۱۷:۴۷
۰ نظر اشتراک گذاری

از لعن آشکار ابن عربی تا لعن مخفیانه ی مطهری و امام خمینی ره توسط فرقه ی شیرازی

واقعا چرا طرفداران جریان شیرازی‌ها (در شبکه‌های اجتماعی)، اینقدر به ابن عربی لعن می‌فرستند؟!

طرفداران جریان شیرازی‌ها (در شبکه‌های اجتماعی)، به ابن عربی لعن می‌فرستند و می‌گویند ناصبی بوده و شیعه را نجس می‌دانسته! همین‌طور ملاصدرا را نیز لعن کرده و می‌گویند: فقط در وحی قائل به عصمت بوده و قائل به سهوالنبی (ص) می‌باشد.

شاید ابتدا چنین به نظر رسد که این دو سؤال به مباحث اعتقادی، کلامی، فلسفی و یا در نهایت عرفانی مربوط است، پس چرا در بخش سیاسی درج شده است؟ علت، هدف و انگیزه‌ی طرح این گونه مباحث، از سوی باند موسوم به «جریان شیرازی‌ها» می‌باشد. چرا که قصد، فقط و فقط ایجاد تشکیک، تفرقه و دشمنی، آن هم نه تنها بین شیعه و سنّی، بلکه بین هر طرز تفکری با طرز تفکر دیگری است. در واقع همان سیاست انگلیسی.

الف – فرض کنیم، ادعاهای آنان در خصوص ابن عربی یا ملاصدرا درست باشد، خب چه دلیلی به «لعن کردن» دارد. اگر امروز ما مسلمانان در میزان معلومات، اطلاعات، اعتقادات و نظرات یک دیگر ریز شویم، باید همه یک دیگر را لعن کنیم. آیا این است آموزه‌ی اسلام ناب و عزیز؟!

شما امروزه در عرصه‌ی «اندیشه‌ی غرب» شاهدید که هر نظریه‌ی جدید، ضمن ردّ نظریه قبلی، از آن تعریف و تمجید می‌کند و حتی می‌گوید: نظریه جدید من نیز، از همان نظریه قدیم فلان دانشمند اخذ شده است؛ اما نوبت به اسلام که می‌رسد، باید یک دیگر را لعن کنیم؟! آیا چنین روش‌های که امثال شیرازی‌ها، نامش را اسلام و تشیع گذاشته‌اند، همان روش‌های دیکته شده جهت ترویج اسلام امریکایی و اسلام انگلیسی نمی‌باشد؟!

این مباحث و اختلاف نظرها، همیشه بوده، هست و خواهد بود. مباحثی بسیار سنگین و علمی است و هر کس می‌تواند نظرات خود را بدهد یا نظر دیگران را نقد کند. پس چه ضرورتی برای «لعن» می‌ماند. آنها همه را به جز انگلیس، امریکا، اسرائیل و عمّالی چون خودشان، لعن می‌کنند.

ب – بعید است که حتی علمای آنها، دست کم چند صفحه از اسفار ملاصدرا یا فتوحات ابن عربی را خوانده باشند و یا اگر احیاناً خوانده‌اند، چیزی فهمیده باشند. وگرنه مباحث را این قدر شعاری و سخیف مطرح نمی‌کردند و اگر نظر مخالفی دارند، به جای «لعن»، نقد مستدل می‌کردند.

ج – ابن عربی، مباحث بسیار گسترده‌ای در خصوص «ولایت مطلقه و مقیده» دارد. خواه درست یا غلط، اما آن قدرها هم ساده نیست که به همین راحتی کسی به صورت شعاری رد کند و یک لعنت نیز چاشنی‌اش کند. وی همچنین مباحثی (هر چند گاه مغایر)، در خصوص «ختم ولایت» دارد و در یک فراز، عقیده‌اش را چنین بیان می‌دارد:

«اعلم - ایدناالله - ان لله خلیفة یخرج و قد امتلات الارض جورا و ظلما فیملؤها قسطا و عدلا . لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد طول الله ذلک الیوم حتی یلی هذا الخلیفة من عترة رسول الله صلی الله علیه و آله من ولد فاطمة اسمه اسم رسول الله - صلی الله علیه و سلم - جده الحسن بن علی بن ابی طالب یبایع بین الرکن و المقام یشبه رسول الله - صلی الله علیه و سلم - فی خلقه» (فتوحات مکیه، ج 3، ص 327)

ترجمه: بدان – خداوند مؤیدمان بدارد – یقیناً که خداوند را خلیفه‌ای است که خروج می‌کند، هنگامی که زمین از ظلم و جور آکنده شده است، پس او قسط و عدل را برپا می‌دارد. (و در ادامه این حدیث را می‌‌نویسد): اگر از دنیا باقی نمانده باشد، مگر یک روز، خداوند آن روز را آن قدر طولانی کند تا این خلیفه ظهور کند. این خلیفه، از آل رسول صلوات الله علیه و آله و از نسل فاطمه است. اسمش اسم رسول خدا (ص) است – جدش حسن بن علی ابن ابیطالب (که البته حسین بن علی علیه السلام) است، بین رکن و مقام قیام می‌کند، در میان خلق، شبیه‌ترین به رسول الله (ص) است.

د – مباحث مطروحه در خصوص عصمت، توسط ملاصدرا نیز به این سادگی نیست، مضافاً بر این که ادله‌ی ده‌گانه او مبنی بر عصمت تامّ پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، محل بحث و تحقیق مجامع علمی در این خصوص می‌باشد.

[البته نقد بررسی نظریات ابن عربی و ملاصدرا، از امکان و فرصت این مختصر خارج می‌باشد – و در ضمن قرار نیست که منفعل شویم و فریب بخوریم. یعنی آنها یک شعار بدهند، یک لعنت هم بفرستند، بعد ما اصل هدف و انگیزه را رها کنیم، وارد مباحث فلسفی یا کلامی ابن عربی و ملاصدرا شویم].

ﻫ – اما پرسیده شد: ما چرا از نظرات آنان استفاده می‌کنیم؟ دقت کنید که این نگاه در عرصه دانش‌پژوهشی، چقدر سخیف است؟! ما از همه منابع علمی استفاده می‌کنیم. از تفسیر فخر رازی یا نظریات غزالی نیز استفاده می‌کنیم. نظریات ژان پل سارتر، هگل، فروید، داروین ... تا معاصرینی چون فوکویاما، رورتی و باومن را نیز مطالعه می‌کنیم. آیا اشکالی دارد؟!

بغض و دشمنی:

هدف جریان موسوم به «شیرازی‌ها»، رواج تعصبات کور (البته به نام تشیع و شیعه) و تشدید بغض، عداوت، دشمنی و تفرقه بین همه مسلمانان است. گاه به نام شیعه، سنّی را لعن می‌کنند – گاه دانشمندان گذشته و حال شیعه و سنی را با هم لعن می‌کنند ...، و خلاصه آن که فقط لعن می‌کنند و کار دیگری ندارند. چرا که بنا به اوامر انگلیس و دستورالعمل‌های امریکا (صهونیسم)، بسیار مترصد و امیدوار هستند که یک «داعش شیعه» نیز این طرف راه بیاندازند تا مقاصد صهیونیستی زودتر جامه‌ی عمل بپوشد، که البته هرگز موفق نخواهند شد.

تشیع از یک سو قایل به ولایت، فقاهت و مرجعیت است – از سوی دیگر بسیار فراتر از آن چه تصور می‌کنند، قایل به وحدت، به ویژه در مقابل دشمنان مشترک است – از سوی دیگر قایل به تعقل، تفکر، تفحص، بحث، نقد و بررسی مستند و مستدل است ... و خلاصه شاگرد مکتب باب العلم، امیرالمؤمنین علیه‌السلام، امام صادق علیه السلام و سایر معصومین علیهم السلام می‌باشد. لذا هیچ جایگاهی برای این بازی‌های انگلیسی ندارد.

منبع http://www.x-shobhe.com

چاپ این مقاله

نظرات (۰)

کماکان منتظر جواب یا دیدگاهتان هستیم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

آغاز به کار شبکه اطلاع‌رسانی غدیریون


بسم الله الرحمن الرحیم
در راستای تجمیع فعالیت‌های سایبری علیه تشیع انگلیسی و اسلام آمریکایی
اولین پرتال و شبکه اطلاع‌رسانی با رویکرد معرفی سایت‌ها، وبلاگها و صفحات اجتماعی مرتبط با موضوعات تشیع انگلیسی و اسلام آمریکایی
افتتاح شد.

جنبش مبارزه با تشیع انگلیسی

امام خامنه ای
سید حسن نصرالله
آیت الله مکارم شیرازی
حسن رحیم پور ازغدی
آیت الله محسنی اراکی
حجت الاسلام ناصر رفیعی
دکتر علی اکبر رائفی پور
حجت السلام پناهیان
آیت الله روح الله قرهی
جریان شیرازی را تعریف کنید؟

در طول تاریخ حوزات علمیه، رسم بوده است که هرکجا نطفه فکر و اندیشه ای منعقد می شد و نشو و نمو می یافت، نام منطقه مذکور بر آن جریان نهاده می شد لکن بر خلاف این سنت تاریخی و علمی، نام جریان شیرازی اساسا برگرفته از نام یک خاندان و فامیل است نه جمعی از صاحبان اندیشه که در شهر شیراز درو هم گرده آمده باشند؛ هرچند افرادی چون شیخ الازهر اینگونه بپندارند که شیرازی ها در شیرازند و علمای شیراز را به جلوگیری از افراط دعوت کند! جریان شیرازی با بهره گیری «سید محمد» از نام و آوازه پدر یعنی «سید میرزا مهدی» در کربلا آغاز شد. وی در ابتدای ورود حضرت امام به کربلا به استقبال ایشان می رود و بعدها نیز خود در زمره حامیان حضرت امام و نهضت انقلابی ایشان قرار می گیرد. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران عراق را ترک گفته و به قم می آید لکن در جریان حضور ایشان در ایران اتفاقاتی رخ می دهد که باعث می شود روز به روز «سید محمد» از حضرت امام خمینی فاصله بگیرد. اوج این اختلاف دیدگاه ها در حوادث مربوط به آیت الله شریعتمداری بوجود می آید و باعث می شود تا عملا «سید محمد» در حمایت از آیت الله شریعتمداری برابر حضرت امام قرار گیرد. این اختلافات با رحلت امام و روی کار آمدن آیت الله خامنه ای بعنوان رهبر، نه تنها کاهش نیافت که گسترده تر نیز شد و کم کم پا به عرصه میدان عملی نیز گذاشت. مجموعه ای از اقدامات منتسبین بیت سید محمد شیرازی و نیز برخی از فرزندان وی در داخل و خارج از کشور تحت چتر حمایتی خود «سید محمد» باعث شد تا عملا جریان شیرازی ها زیر ذره بین نهادهای امنیتی نظام قرار گیرند. با فوت «سید محمد» در سال 1380، «سید صادق» برادر کوچکتر که شاگرد «سید محمد» نیز به شمار می آمد جای او را گرفت و بارها و بارها در سخنرانی ها و جلسات خویش بصورت مصرح و غیر مصرح به انتقادات شدید نسبت به کلیت نظام دست زد. نقطه ی عطف مواضع این جریان در حوادث پس از انتخابات 88 بود که نظام را متهم به کشتار و خون ریزی می کند و این امر بیش از پیش به امنیتی شدن نگاه نسبت به این جریان در داخل می انجامد.

چرا جریان شیرازی‌ها خطرناک‌ از انجمن حجتیه است؟

جریان شیرازی امروز با شاخصه هایی شناخته می شود که مهمترین آنها موارد ذیل هستند: تاکید بر مطرح ساختن مسائل اختلافی میان شیعه و سنی در تریبون های علنی مانند: ولایت بلافصل حضرت امیر(ع)، شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها، لعن و سب بزرگان اهل سنت از خلفا و برخی صحابه گرفته تا برخی از امهات مومنین، تاکید ویژه بر بزرگداشت شعائر حسینی در انواع روش های مرسوم و غیر مرسوم آن چون: قمه زنی، زنجیر تیغی زنی، راه رفتن روی خار، راه رفتن روی آتش، مخالفت با جمهوری اسلامی ایران و اعتقاد به ظالمانه بودن نظام حاکم در ایران و نیز اظهار دشمنی با شخص رهبری و نیز اظهار مخالفت با مناسبت هایی چون هفته وحدت و ... . در این میان توجه به این نکته حایز اهمیت است که بسیاری جریان شیرازی را با جریان انجمن حجتیه به دلیل مواضع آن با نظام جمهوری اسلامی ایران یکی می دانند حال آنکه این دو جریان در یک موضوع اساسی و بنیادی اختلاف نظر دارند و آن «تشکیل حکومت اسلامی» است. به استناد مواضع «سید محمد» و نیز برخی مواضع «سید صادق» اختلاف این جریان با نظام جمهوری اسلامی ایران نه بر سر اصل و اساس که بر سر نحوه و چگونگی حکومت است. این اختلاف نظر را می توان در مواضع شبکه صوت العتره (فدک سابق) یاسر الحبیب ـ وابسته به شیرازی ها ـ و شبکه اهل بیت حسن اللهیاری ـ وابسته به جریان انجمن حجتیه ـ به خوبی مشاهده کرد. این دو هرچند در دشمنی با نظام جمهوری اسلامی ایران همسو و هم جهت هستند لکن یاسرالحبیب ضمن اظهار اعتقاد به ولایت فقیه مشکل را در مصداق این ولایت و شخص رهبری عنوان می کند در حالی که اللهیاری از اصل و اساس شکل گیری حکومت اسلامی در زمان غیبت را انحراف و اشتباه می داند. به همین دلیل این جریان هرچند تا کنون نتوانسته بصورت رسمی در داخل کشور فعالیتی گسترده داشته باشد و مخاطبین را جذب کند لکن بصورت غیرمستقیم و غیرملموس و تحت پوشش شعائر حسینی در میان طیف مذهبی جامعه در حال گسترش است. از سوی دیگر نیز این جریان در خارج از کشور به مدد شبکه های ماهواره ای شیعی که به راه انداخته است و نیز حمایت های مالی از سوی برخی تجار ایرانی و عرب توانسته است در بدنه شیعیان نفوذ کنند. به گونه ای که حتی در برخی کشورهایی که شیعه اقلیت محض به شمار می آید نفوذ، این جریان منجر به انشقاق شیعیان مذکور به دو گروه شیرازی و انقلابی شده است.

راه مقابله با جریان شیرازی‌ها چیست؟

تاکنون عمده مقابله با این جریان محدود به رویکرد امنیتی بوده است که امری اجتناب ناپذیر می نمود. لکن اکتفا به چنین مقابله ای با در نظر گرفتن شرایط پیش رو در داخل و خارج کشور خطاست. مقابله با جریان شیرازی ها می بایست به عرصه فرهنگی کشیده شود و بجای کنترل افراد، فکر این جریان هدف قرار گیرد چه آنکه این جریان در بسیاری موارد دور از دسترسی امنیتی بوده و یا اساسا با چهره هایی به میدان آمده است که در ظاهر ارتباطی با شیرازی ها ندارند. در کنار ضرورت ورود به عرصه فرهنگی برای مقابله با این جریان، لازم است نسبت به تبعات منفی چنین ورودی نیز توجه کافی صورت پذیرد. کشیده شدن این مقابله فرهنگی به عرصه بی اخلاقی ها، هجمه به اشخاص خصوصا امثال «سید صادق» که در کسوت مرجعیت شیعه قرار دارند، تجمعات و تحصن ها، برخوردهای فیزیکی ـ نظیر آنچه در نمایشگاه بین المللی کتاب امسال رخ داد ـ نه تنها کمکی به مقابله با این جریان نمی کند بلکه باعث می شود این جریان با مظلوم نمایی و فضاسازی خود را محق جلوه بدهد. آنچه ضروری است در این مقابله فرهنگی بدان پرداخت شود، روشن کردن مبانی تشیع در قبال مسائلی است که پایه های فکری این جریان شناخته می شود.